تبليغاتX
خاطرات

*     بالاخره سارا باباعباس پدربزرگ عزيزش را درروزدوشنبه هفتم اسفندماه 85 ساعت هشت صبح براي هميشه از دست داد . بابا عباس بسيار سارا رادوست مي داشت ولي چه افسوس كه اجل مهلت نداد كه بابا عباس حتي سارا در سالروز تولدش ببيند حتي يك عيد با سارا باشد.

*     افسوس كه وقتي سارا بزرگ شد هيچ خاطره اي از باباعباس درذهنش نيست چون او خيلي كوچك است .گرچند آغاز سال 85تولد سارا خاطره اي خوش براي بابا عباس بود ولي پايان سال 85خاطره اي تلخ وغم انگيز براي سارا بود.

*     خدا رحمتت كند باباعباس روحت شاد يادت گرامي

+ نوشته شده توسط محمد رضا رحیمی در و ساعت 1:43 |
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

 

 

 

 

 

 

 

explorer blog

New Page 5

=